دلم تنگ است با که گویم!
در این دنیای که زندگی دارم ٬ شاید به همه ی ارزو ها وامید هایم نرسم وشاید به حد اکثر ان هم برسم ویا شاید فراتر از ارزوهایم پا بگذارم٬ اما همه ای موضوعات منوط به تلاش وکوشش خودم هست . کوشش وتلاش که سالها به خدای خود نسبت می دادم ولی حال به خود . واین امر پس ازشکست من در امتحان کانکور برمن هویدا شد ٬ دانستم که همه ی این امورات صرف منوط به خودم هست وبه هیچ کسی تعلق ندارد حتی به خدایم.
شاید این اندیشه وفکر ازاثر مطالعه ای چندین جلد کتاب باشد ویا رویای در دلم. اما صرف همان قدر می دانم که اینگونه حالت برایم رخ داده است ٬ همان قدر با اطمنان می توانم بگویم که از گذشته ها کاملا متفاوت هستم وشدم ٬ دیگز ان کسی که در گذشته ها بودم نیستم . ومطمنا باید گفت که من در تمام ز ندگی یک شخص کاملا متغیر از گذشته ها باقی خواهم ماند. اما اینکه این تغییر تا چه اندازه بر زندگی من تاثیر مثبت خواهد داشت ویا منفی نمی دانم . صرف همان دانم که گویم.
من در گذشته ها بسیار محرومیت را در زندگی لمس نمودم وبا خود انرا در زندگی ام اوردم٬ وشاید برای زندگی ام اثار ی خواهد داشت که برایم کمک می نماید٬ چگونه با محرومین بر خورد نمایم وچگونه از ان پاسداری کنم . بلی از ان زمانیکه دانستم دارای استعداد فوق العاده ام مصمم شدم که باید به مردمم که سالیان متمادی رنج وزحمت را متحمل شده اند خدمت نمایم تا اینکه تما م مشکلات زندگی رااز اذهانش برای دایم بیربایم. بلی به این امر مصمم ام ودر رسیدن به ان با گام ها ی مطمین حر کت نموده ام وباور در رسیدن به انر ا هم دارم. شاید روزی رسد که این رویایم را به تمامی مردمم که حال ارزشی برای انان ندارم باز گونمایم. اما تو دوست عزیز هم باید در رسیدن به این هدف یاریم نمایی.