موضوع پیمان استراتژیک با ایالات متحده با اظهارات جدید رایان کراکر، سفیر جدید ایالات متحده در کابل، وارد مرحله‌ی جدیدی شده است. در حالی که همواره رییس جمهور و رییس شورای امنیت ملی افغانستان از صحبت روی مذاکرات «پیمان استراتژیک» سخن به‌میان آورده‌اند، اما اکنون سفیر جدید امریکا ظاهرا موضوع مذاکرات روی پیمان استراتژیک را رد کرده می‌گوید که شکل عملی توافقات دوجانبه، توافق روی یک «اعلامیه مشترک همکاری‌ها» است. 

قبلا حکومت افغانستان موضع خود را در ارتباط اعلامیه همکاری‌های بلندمدت بیان داشته بود. آقای داکتر سپنتا، رییس شورای امنیت ملی افغانستان، در پارلمان کشور گفت که اعلامیه همکاری‌های مشترک به دلیل فقدان تعهدات و الزامات عملی برای حکومت افغانستان قابل قبول نیست.

هم اظهارات فعلی سفیر امریکا و هم اظهارات قبلی رییس جمهور مبنی بر گفتگوها برسر پیمان استراتژیک که منافع افغانستان را تامین نماید، از یک‌سو برای افکارعمومی افغانستان موجب سردرگمی است و از جانب دیگر مایه تعجب هم است.

رییس جمهور و رییس شورای امنیت ملی کشور به‌گونه‌ای در مورد مذاکرات با نمایندگان ایالات متحده حرف زدند که گویا جانب امریکایی هم واقعا خود را برای انعقاد پیمان استراتژیک آماده می‌سازد و تنها اختلاف روی خواسته‌های دو طرف است. اکنون که جانب امریکایی موضوع اعلامیه همکاری‌های مشترک را مطرح می‌نماید، ما رخ دیگری از اختلافات دو طرف را می‌بینیم.

به هر حال، فعلا نمی‌توان درک نمود که چرا حکومت افغانستان با پیش‌دستی مساله‌ی پیمان استراتژیک را به عنوان جزیی از گفتگوهای دو جانبه مطرح کرد. نکته‌ی اول این است که «پیمان استراتژیک» خواست جانب افغانستان و «اعلامیه همکاری‌های مشترک» خواسته‌ی جانب امریکا است. نکته دوم این که طرح گفتگو روی پیمان استراتژیک یک پیش‌دستی سیاسی از سوی رییس جمهور افغانستان بوده است تا موضوع را بالای افکارعامه افغانستان و جانب امریکایی تحمیل نماید. تاخیر جانب امریکایی در قسمت واکنش نشان‌دادن به این پیش‌دستی تا حد زیادی به باوری‌پذیری اظهارات رییس جمهور و رییس شورای امنیت ملی افغانستان کمک کرد. اکنون که سفیر امریکا موضع رسمی حکومت متبوع‌اش را در ارتباط به مذاکرات مذکور ابراز داشت، احتمالا هم اثرات پیش‌دستی سیاسی حکومت افغانستان را تا حد زیادی کم می‌نماید و هم از جدیت گفتگوها در افکار عامه افغانستان می‌کاهد.

واضح است که در حکومت بسیاری‌ها طرفدار انعقاد پیمان استراتژیک با ایالات متحده می‌باشند؛ زیرا این پیمان می‌تواند یک سلسله کمک‌های مشخص نظامی و اقتصادی را در یک مدت طولانی نصیب حکومت افغانستان نماید. البته این یک موضوع تازه نیست چون در یک‌صد سال گذشته حکومت‌های افغانستان به خاطر ضعف‌های اقتصادی همواره در پی کمک‌های خارجی، چه در قالب کمک‌های بلاعوض و چه در قالب وام، بوده‌اند.

ولی به نظر می‌آید که ایالات متحده با گزینه‌های ارزان و باصرفه به سراغ مقامات افغان رفته است که در شرایط فعلی کسری بودجه، اختلافات جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها بر سر قروض این کشور، چنین چیزی قابل درک است.

در شرایط فعلی پاسخ منفی سفیر امریکا به مذاکرات گفتگوهای استراتژیک، رییس جمهور را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد. چون قبلا از سوی حکومت موضوع اعلامیه مشترک رد شده است. نمی‌توان انکار کرد که شرایط یک باخت سیاسی برای حکومت مهیا است مگر این‌که رییس جمهور و تیم‌اش با ادبیات سیاسی دیگر، بین خواسته‌های خود که پیمان استراتژیک است و خواست ایالات متحده که یک اعلامیه همکاری‌های مشترک است، یک پل معقول سیاسی ایجاد نماید.

واقعیت این است که با وجود اظهارات درشت آقای کرزی در برابر نیروهای امریکایی، رییس جمهور برای تامین مالی ارتش بزرگ خود به کمک‌های مالی ایالات متحده نیاز دارد. او خاطرنشان ساخت که در آینده‌ی دور کشور ما می‌تواند از طریق منابع طبیعی و سایر مدارک عایداتی قوای مسلح افغانستان را تامین نماید. ولی در کوتاه‌مدت آقای کرزی می‌داند که حمایت‌های ایالات متحده و اروپا هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ تکنیکی برای کشور مهم است. در حقیقت رویکرد سیاست خارجی کشور‌های منطقه، از جمله پاکستان، جلب همکاری‌های غرب است. همچنان باید این موضع رییس جمهور را تایید کرد که افغانستان همانند سال‌های 30 و 40 خورشیدی باید ضمن داشتن یک دولت مستقل و با ثبات، سیاست نزدیکی با اروپا و امریکا را در پیش گرفته و زمینه همکاری‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خارجی را در افغانستان مساعد نماید.     برگرفته ازسایت هشت صبح ُنویسنده: ضیا زیرک