درسه روز گذشته بخش‌های متعددی از افغانستان شاهد تحرکاتی از سوی گروه طالبان بودند. اگر تشدید تحرکات طالبان از نظر قرابت زمانی با اجرای اولین مرحله‌ی پروسه‌ی انتقال مسوولیت به نیروهای افغان و انتظار انعطاف از سوی طالبان در نزد برخی از مقامات دولتی به ارزیابی گرفته شود، چنین برداشت می‌شود که طالبان بی‌اعتنا به آنچه در مخیله‌ی دولتمردان کابل می‌گذرد، عمق استراتژیک قدرت را نشانه گرفته‌اند.

بر اثر انفجار دو ماين  در ولسوالى‌هاى گرشک و گرمسير ولايت هلمند، 17 غیرنظامی کشته و چهار تن ديگر زخمی شدند. مسوولیت این بمب‌گذاری از سوی مقامات محلی به طالبان نسبت داده شده است. همچنین در رخداد دیگر، بر اثر تهاجم گروهی طالبان به مراکزی در ترین‌کوت، مرکز ولایت ارزگان نیز بیش از 50 تن کشته و زخمی شدند. در نیمروز، جوزجان و فراه نیز حوادث مشابه گزارش گردید. در گزارش‌ها از فراه آمده است که 15 تن به اتهام همکاری با دولت از سوی طالبان اختطاف شده‌اند.

این حوادث، می‌تواند موج اول از واکنش گروه طالبان به پروسه‌ی انتقال مسوولیت به نیروهای امنیتی افغان از نیروهای بین‌المللی محسوب گردد. این تحرکات و یا افزایش و تشدید عملیات‌های بمب‌گذاری کنار جاده‌ای، حملات گروپی و اختطاف از سوی طالبان، نشان می‌دهد آن دسته از رهبران جامعه‌ی سیاسی افغانستان که در قدرت شامل هستند، در محاسبات و ارزیابی‌های خویش از طالبان دچار اشتباه شده‌اند.

برخی از رهبران سیاسی شامل در قدرت و تحلیلگران طرفدار حکومت به این نظر بودند که با کمترشدن نقش خارجی‌ها در افغانستان و بیشتر شدن نقش نیروهای داخلی دولت، روند افغانیزه‌شدن مسایل مربوط به افغانستان سرعت می‌گیرد و طالبان نیز از نظر روانی تحت تاثیر قرار گرفته و علاقمندانه و یا مجبورا به این روند شامل می‌گردند و این‌گونه بحران در افغانستان به پایان خود نزدیک می‌شود.

این ارزیابی از این جا ناشی شده بود که طالبان هرازگاهی که در رابطه به موضوعات مربوط به مذاکره و صلح، واکنش نشان می‌دادند، خروج نیروهای خارجی از افغانستان را به حیث یک پیش‌شرط اساسی مطرح می‌کردند. تاکید طالبان بر خروج نیروهای خارجی به حیث پیش‌شرط اساسی وارد شدن به مذاکره و گفتگو در رابطه به صلح و خاتمه دادن به جنگ از طریق غیرنظامی، باعث گردیده بود تا این مفکوره در نزد سیاستمداران شریک در دولت به وجود بیاید که حساسیت طالبان نسبت به خارجی‌ها مانع از این شده است که رهبران این گروه وارد مذاکره با دولت و یا شرکت در دولت گردد. با همین باور بود که برخی از سیاستمداران شامل در قدرت، در خطاب‌هایی به طالبان، کوشش می‌کردند تا آنان را به ترک جنگ در جهت زمینه‌سازی خروج قوای خارجی از افغانستان و عدم ضرورت به انعقاد موافقت‌نامه و امضای سند استراتژیک با امریکا تشویق کنند.

جالب این‌که رییس جمهور کرزی نیز در سخنانی که در تمجید از اجرای اولین مرحله از پروسه‌ی انتقال مسوولیت از نیروهای بین‌المللی به نیروهای تحت رهبری دولت بیان کرد، به همین مساله اشاره کرد و در خطابی به طالبان از آنان خواست که در همسویی با واگذاری مسوولیت امنیتی به نیروهای افغان، از جنگ دست کشیده و با اجرای کامل این پروسه در همنوایی قرار گیرند.

اما با تشدید تحرکات طالبان بعد از اجرای پروسه‌ی انتقال مسوولیت در بخش‌هایی از کشور، این چنین تصور در اذهان ایجاد می‌گردد که طالبان، هدفی فراتر داشته و رهبران این گروه، در تلاش‌اند تا با تشدید عملیات‌های خود، به کل قدرت دسترسی پیدا کنند. مساله‌ی دیگری که این احتمال را قوت می‌بخشد، این است که در برخی از رسانه‌های بین‌المللی و با استناد به مدارک متفاوت، گزارش‌هایی به نشر رسید، مبنی بر این‌که نمایندگانی از گروه طالبان، تا کنون با نمایندگانی از ایالات متحده امریکا در مکان‌های متفاوت و حتا با میانجیگری برخی از کشورها دیدار و گفتگو کرده‌اند.

با این‌که گروه طالبان در بیانیه‌های رسمی خود، هرگونه مذاکره و گفتگو با نمایندگان دولت امریکا را تکذیب کردند، اما برخی از کارشناسان به این باور می‌باشند که رد این مذاکرات از سوی رهبران گروه طالبان، بیشتر به این دلیل صورت می‌گیرد که از تاثیر منفی بر روحیه نیروهای جنگی خود جلوگیری کنند، اما اصل مذاکره به این انگیزه صورت گرفته که رهبران طالبان بتوانند، اعتماد امریکا را برای این‌که روی این گروه به عنوان قدرت اصلی در افغانستان حساب کند، به دست بیاورند.

اگر این ارزیابی و تحلیل دقیق باشد، می‌توان گفت امکان این‌که طالبان در آستانه‌ی برگزاری کنفرانس بن دوم و یا قبل و بعد از آن، به صورت رسمی از مذاکره و راهکار‌های سیاسی جانبداری کنند، دور از تصور نخواهد بود، اما چیزی که اکنون به چشم می‌آید، این است که طالبان با تشدید تحرکات خویش، می‌خواهند از ضایع شدن فرصت در مقابله با دولت جلوگیری کرده و مخاصمات مسلحانه‌ی خود در برابر دولت را با جدیت به پیش ببرند. در این میان آنچه در این بازی سردرگم و پیچیده، غیرقابل توجیه می‌باشد، این است که دیده می‌شود در جریان این تخاصم، به غیرنظامیان آسیب می‌رسد و در فیرها و انفجارها، غیرنظامیانی که هیچ دخالتی در این تخاصم و سیاست بازی ندارند، جان خود را از دست می‌دهند و ناخواسته قربانی می‌گردند. برگرفته ازسایت هشت صبح ُنویسینده: احسان الله دولت مرادی